گیج نزن پسر

دیشب ماشینم پیدا شد و فردا صبح با دردسر زیادی می‌تونم تحویلش بگیرم. انرژی زیادی باید صرف این کار بشه، همونطور که چند ماه گذشته انرژی‌ زیادی رو که می‌تونستم صرف کارهای مهمتر،‌ مطالعه و تحقیق و البته پروژه‌های جذاب کنم، صرف اینطور کارها کردم. از خرابی‌های لپتاپ قدیمی گرفته تا کار جدید پیدا کردن، خونه پیدا کردن، اثاث‌کشی و خیلی چیزهای مشابه. همه این‌ها باعث شده زمان زیادی رو هم صرف این موضوع کنم که چطور باید جلوی این روند رو سد کنم و کنترل‌ زندگی رو بهتر دستم بگیرم. جواب‌های زیادی پیدا کردم و افکارم خیلی بالا و پایین شد اما مهمترینش این بود:

  • زندگی مینیمال! برای تمرکز کردن خیلی خیلی مهمه که از شلوغی‌های بیهوده و بی‌معنا دوری کنیم. منظورم از مینیمالیسم اینه که هر چیزی که وجود داره، از کار تا ابزار فیزیکی، برای هدف و مفهوم روشن و مشخصی وجود داشته باشه و هر چیزی بیرون از این دایره دور ریخته بشه.
  • نظم! حرفش راحته اما اجراش واقعا مشکله. زندگی منظم به ما کمک می‌کنه که اتفاقات ناگهانی رو به حداقل برسونیم البته بهتر کنترل و مدیریتشون کنیم. درباره نظم خیلی میشه نوشت اما خلاصه قضیه،‌ چیزی که من دنبالشم، ساده است. هر چیزی جای خودش رو داشته باشه و مشخص‌ باشه قراره چطور، کجا و چرا مورد استفاده باشه. این «چیز» می‌تونه کار، ابزار، و حتی افکار‌ باشه!
  • تمرکز! مهمترین هدف دو مورد بالا همینه. باید به تمرکز کاملی رسید که هدفمندی همه کارها رو تضمین کنه. تمرکز لزوما به معنای این نیست که فقط یک پروژه در حال اجرا وجود داشته باشه. برای‌ من به معنی هماهنگی پروژه‌هاست، انسجام توی اون‌ها و البته پاک کردن ذهن از حواسپرتی‌های بی‌ربط به اون‌ها.

دارم خونه جدیدم رو می‌چینم و خودم رو برای کارهای مهمتری آماده می‌کنم و سعی می‌کنم نتیجه افکار این چند ماه همراه رخوتم رو توی این کارها تاثیر بدم. شدیدا نگرانم اما امیدوار که این بار نتیجه افکارم بهتر باشه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *